خرید بک لینک
گاهی آرزو میکنم من و تو برای زمان دیگری بودیم، برای پنجاه سال پیش مثلا، و یا حتی صد سال پیش. برای آنموقعی که این دنیای مجازی نبود، آن وقت من به جای هر دقیقه و هر ساعت نوشتن به هوای اینکه تو میخوانی و بعد به جوش آمدن خونم با رد شدنت از کنار نوشتههایم، هرچه در دلم بود مینوشتم و میگذاشتم داخل پاکت و میفرستادم به نشانیات. بعد اگر جواب نامههایم نمیآمد، لااقل دل خوش میکردم که نامهها اصلا به دستت نرسیده و باز با دلخوشی نامهی دیگری برایت مینوشتم.یا مثلا اگر عاشقانههایت برای من نبود، تو هم یکراست پستشان میکردی به نشانی دلبرت و من دیگر با دیدنشان روی صفحات مجازیات حالم عوض نمیشد.اگر مال قدیمها بودیم این شانس را داشتیم که مثل قصهها با یک کاسه آش نذری یا شله زرد عاشق شویم. حتی اگر خودت هم عاشقم نمیشدی، حتما مادرت میگفت یک دختر خوب برایت سراغ دارد و تو که میپرسیدی «کی؟» میگفت همان دختر سربهزیری که با آن کاسه سفالی گُلدار برایمان نذری آورد...حتما پنجاه سال دیگر هم نوهام مینشیند برای دلدارش مینویسد: «گاهی آرزو میکنم من و تو برای زمان دیگری بودیم، برای پنجاه سال پیش مثلا...»پ ن :الحُب هو أن تختار من یُدمِّركعشق یعنی انتخاب کنیکه چه کسی ویرانت کند ♥ نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 13:54 توسط آرامش:

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 22:28

به وقت بستری بیمارستانیاسین سه چهار ماهه درگیر تب و سرفه شده.بعد از کلی دکتر و دوندگی و داروهای مزخرف تشخیص دادن لوزه سوم عفونت کرده.از چهارشنبه ما بستری شدیم.الان تقریبا یک هفته ست که بیمارستانیم.بعد اینکه مرخص شدیم ده روز دیگه نوبت عمل لوزه داریم واسه یاسین.از زندگی افتادیم.نه کارمون معلومه نه زندگیمون.پ ن :هیچوقت بهت نگفتم چقدر دارم اذیت میشم نگفتم بهت چقدر باعث شدی قلبم مچاله بشه و تو خودش اشک بریزه، نگفتم کاری کردی که دیگه نتونم به کسی حسی پیدا کنم و بهش محبت کنم، حتی از اون شبایی که میتونستی فقط با حرف زدن باهام حالمو خوب کنی ولی بجاش نمی شدی روی بقیهیِ غمام هم چیزی نگفتم، من هیچ کسِ زندگی تو بودم و تو تموم روزو شبای من بودی. ♥ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 23:55 توسط آرامش:

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 22:28

.یه داستان فوق طنز:جاییکه ما هستیم یه ساختمونه با پنج تا مستاجر.یه حیاط داریم که کسی رفت و آمد نمیکنه و کلا پلمپه.نمیدونم کدوم از خدا بیخبری رفته شیر اب و باز گذاشته از فروردین تا تیر شیر اب باز بوده .چهار ماهه پیش ما متوجه شدیم .یعنی مامور آب اومد و گفت نشتی دارید.خلاصه با کلی دوندگی و کمیسیون و این داستانها پول آب با بهای مصرفی و جریمه و تصاعد اومد ۱۲۰میلیون تومن.اگه قالیشویی زده بودیم کمتر میشد.صاحب ملک هم گفته خودتون باید بدید.به من ربطی ندارد.ما چند تا از کاسب ها رفتیم اداره آب و با پارتی بازی پول آب رو رسوندیم به ۱۷میلیون. اونجایی که صاحب ملکمون تازه به دوران رسیده و جیبش هنوز سوراخه گفت یا پول ابو خودتون میدید یا کلا خالی کنید.دو سه هفته ست اعصاب نداریم.سر زمستون مگه مغازه پیدا میشه.خلاصه لطف خدا بود و قبول کرد درصدی رو خودش بده بقیه هم تقسیم بشه بین ماها.روا نیست ما که اصلا مصرف نداریم پنج میلیون پول آب بدیم.منم زنگ زدم بهش و شیر فلکه را باز کردم روش.قهوه ایش کردم .خلاصه قبول کرد که امسال هم قرارداد رو تمدید کنیم.یا رب مباد که گدا معتبر شود قضیه صاحب ملک ماست. ♥ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 19:49 توسط آرامش:

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 22:28

خداکند دیوانه نشود

کسی که تمام دیشب

خوابت را دیده است

وبعد از طلوع آفتاب

هر چه این پیام های لعنتی را

بالا و پایین میکند،

خبری ازصبح به خیرت نیست؛

خدا کند دیوانه نشود

♥ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 22:42 توسط آرامش:

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 17:39

ما بهم دیگر به هیچ طریقی نمیرسیماما قول میدهم برایت بهترین غریبهیِ دوست داشتنی ات بمانمکه سالها از دور تورا دوست میدارد و هوایَت را بیشتر از خودش در همه یِ حوالیِ دلگیریهایَت،و یا در نقطه هایِ شلوغی هایِ روزگارت،به وقتِ دلتنگی و کم حوصله بودنت،تا ابد دارد...قول میدهم همانی باشم که بیشتر از دوستت دارم هایی که فقط حرفَش را تویِ گوشَت زمزمه میکنند بی انتها عاشقَت بمانم.ما بهم نمیرسیم اما همیشه دوردست ترینَت میمانم که تو را فقط میتواند همیشه از دور ترها و از لابه لایِ فرسنگ ها فاصله دوست داشته باشد.پ ن : شاید تو شلوغی های روزمره کمتر بهت فکر کنم ولی دلیل نمیشه تو رو یادم بره. ♥ نوشته شده در جمعه هفتم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 0:14 توسط آرامش:

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 17:39

صفحه بندی